العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

41

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و قومى از يهود كه گفتند عزيز پسر خداست ، و دختربندان به خدا عربند كه ميگفتند فرشته‌ها دختران خدايند و اينكه فرموده « ندانسته » آگاهى است بفساد اين گفته زيرا فرزند نشانى است كه از يكجزء پدر پديد شده ، و اين تنها در باره كسى است كه مركب باشد و بشود تيكه‌اى از او جدا گردد ، و آن در باره يگانه يكتا محال است . و خلاصه اينكه هر كه حقيقت خدا را داند نتواند بگويد فرزند دارد و واژه « ندانسته » اشاره به اين حقيقت است ( رازى در فساد اين قول چند وجه آورده است و آنچه مصنّف آورده وجه سوم است و دو وجه اول اينست كه خدا بايد واجب الوجود ذاتى باشد و فرزندش يا مانند او واجب الوجود ذاتى است پس به خود هست پيوند به ديگرى ندارد تا فرزند وابسته او باشد و اگر ممكن الوجود است خدايش آفريده و بنده او است نه فرزند او ، و اينست كه فرزند بايد پس پدر جانشين او باشد و پدرى را شايد كه نابود گردد و آن كه جاويد است فرزند برايش معقول نباشد ( از پاورقى ص 47 و 48 ) . « يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً » يعنى همه آفريده يا همان آدمى و پرى را محشور سازد همگان و بجن گويد پر آدمى را گمراه كرديد و بدنبال خود آورديد و آدميان عذر خواهند كه ما از آنها بهره‌مند شديم و بدلخواه خود رسيديم و جن بهره‌مند شدند از فرمانبردارى آدمى تا رسيديم بروز قيامت ( گويد تفسير آياتى كه بدنبال است در كتاب معاد گذشته . . . ) « وَ الْجَانَّ » بيضاوى گفته : يعنى جن و گفتند يعنى ابليس و رواست كه مقصود جنس پرى باشد همگان كه پيش از آدمى از آتش سوزان آفريده شدند يعنى جزء غالب آنها آتش است چنانچه جزء غالب آدمى خاك كه فرمود : خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ . رازى گفته : در جانّ اختلاف است عطاء از ابن عباس آورده كه ابليس است و اين قول حسن و مقاتل و قتاده است و در روايت ديگر از ابن عباس پدر جن است